نوع مقاله : پژوهشی

نویسندگان

1 علوم تحقیقات تهران

2 دانشیار اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم تحقیقات، تهران، ایران

3 استاد اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم تحقیقات، تهران، ایران

چکیده

همواره وابستگی پولی و مالی به بخش نفتی در ایران (به‌عنوان یکی از کشورهای صادرکننده نفت) وجود داشته است که همین امر باعث شده سیاست‌های پولی در کشور به‌عنوان یکی از چالش‌های عمده برای سیاست‌گذاران اقتصادی مطرح باشد. در واقع و بر اساس آمارهای منتظر شده، بخش قابل ملاحظه‌ای از مصارف بودجه از منابع ارزی حاصل از صادرات نفت و برداشت از حساب ذخیره ارزی تامین می‌شود که بانک مرکزی ناگزیر به خرید ارز و در نتیجه آن افزایش پایه پولی می‌شود. یکی از چالش‌هایی که مقامات پولی در ایران با آن مواجه هستند، عدم امکان پیش‌بینی دقیق درآمدهای نفتی و در نتیجه آن نااطمینانی از درآمدهای نفتی برای بودجه‌ریزی بر اساس آن است. از این‌رو می‌توان گفت سیاست‌گذاران بخش پولی برای برنامه‌ریزی دقیق جهت ایجاد ثبات اقتصادی نیاز به شناسایی چگونگی اثرگذاری سیاست‌های پولی با توجه درآمدهای نفتی هستند بررسی اثر سیاست‌های پولی در اقتصاد با  ارائه نظریه مقداری پول آغاز شد. صاحب‌نظران اقتصادی در مورد چگونگی اثرگذاری سیاست‌های پولی بر متغیرهای کلان اقتصادی اختلاف نظر دارند. بر اساس ادبیات نظری و تجربی، سیاست‌های پولی آثار متفاوتی بر متغیرهای کلان اقتصادی دارند؛ از طرف دیگر اثر این سیاست‌ها در ایران تحت تاثیر درآمدهای نفتی قرار گرفته و از این‌رو اثرگذاری آن با ابهامات بیشتری مواجه خواهد شد
بر اساس ادبیات موجود در زمینه سیاست‌های پولی، چگونگی اعمال سیاست پولی در کشورهای واردکننده و صادرکننده نفت با یکدیگر متفاوت است. در کشورهای واردکننده نفت به هنگام افزایش قیمت نفت، بانک‌های مرکزی برای کنترل تورم اقدام به افزایش نرخ بهره کرده و سیاست پولی انقباضی اعمال می‌کنند.. اما در کشورهای صادرکننده نفت، به هنگام افزایش قیمت، درآمدهای ارزی که عمدتاً در اختیار دولت است، افزایش یافته و دولت برای تأمین مخارج خود با تبدیل بخشی از دلارهای نفتی به پول داخلی، خواسته یا ناخواسته حجم پول را افزایش می‌دهد. بنابراین می‌توان گفت، در کشورهایی مانند ایران که صادرکننده نفت هستند، درآمدهای نفتی علاوه بر اینکه بصورت مستقیم می‌تواند متغیرهای کلان اقتصادی را تحت تاثیر قرار دهد، بصورت غیر مستقیم و از طریق سیاست‌های پولی نیز بر متغیرهای کلان اقتصادی اثرگذار خواهد بود. از این‌رو هدف این مطالعه بررسی آثار ناشی از اعمال سیاست‌های پولی بر متغیرهای کلان اقتصادی با توجه به درآمدهای نفتی است.  در این مطالعه به منظور سیاست پولی از متغیرهای نرخ سود تسهیلات بانکی و همچنین نرخ ذخیره قانونی استفاده شده است؛ استفاده از چنین متغیرهایی برای سیاست پولی در مطالعات مختلف اقتصادی چه در داخل و چه در خارج مورد استفاده قرار گرفته است. با توجه به محدودیت دسترسی به اطلاعات و همچنین سایر محدودیت‌های موجود، متغیرهای کلان اقتصادی در نظر گرفته شده در این مطالعه نیز نرخ رشد اقتصادی و نرخ تورم هستند. برای اندازه‌گیری نرخ رشد اقتصادی از نرخ رشد تولید ناخالص داخلی به قیمت ثابت استفاده شد. نرخ تورم نیز از نرخ رشد شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) بدست آمد. در این مطالعه از داده‌های متغیرهای توضیح داده شده برای دوره زمانی 1357 تا 1397 استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار STATA انجام شده است.
نتایج این مطالعه نشان داد که افزایش نرخ سود بانکی، نرخ رشد اقتصادی را حداقل تا دو سال پس از اعمال شوک کاهش داده است و پس از ان اثر شوک به سمت صفر میل پیدا می‌کند. با افزایش نرخ سود بانکی، از یک طرف هزینه تامین سرمایه کاهش پیدا کرده و باعث می‌شود میل به سرمایه‌گذاری و در نهایت سرمایه‌گذاری به دلیل کاهش سود سرمایه‌گذاری کاهش پیدا کند. از طرف دیگر با افزایش نرخ سود بانکی نرخ تورم کاهش پیدا کرده است. همان‌طور که مشخص است، یک انحراف معیار شوک در نرخ سود تسهیلات بانکی، تا سه دوره پس از اعمال شوک اثر مثبت بر نرخ تورم برجای گذاشته و پس از آن اثر آن کاهش پیدا کرده و به سمت صفر میل پیدا می‌کند. بررسی اثر نرخ ذخیره قانونی بر رشد اقتصادی نشان می‌دهد که این متغیر نیز به مانند نرخ تسهیلات بانکی اثر منفی بر رشد اقتصادی ایران داشته است. بصورتی‌که افزایش نرخ ذخیره قانونی تا یک دوره پس از اعمال شوک بوده و از دوره دوم به سمت صفر میل پیدا می‌کند.از طرف دیگر اثر نرخ ذخیره قانونی بر نرخ تورم مثبت بوده و نشان داده شده است که یک انحراف معیار شوک در نرخ ذخیره قانونی، نرخ تورم را کاهش می‌دهد. افزایش درآمدهای نفتی باعث افزایش نرخ رشد اقتصادی تا دو دوره پس از اعمال شوک شده و پس از آن به سمت صفر میل پیدا کرده است. با افزایش درآمدهای نفتی و در نتیجه آن افزایش درآمدهای دولت، مخارج دولت افزایش پیدا کرده و باعث افزایش تقاضا در داخل و در نتیجه آن افزایش رشد اقتصادی می‌شود.
 

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

Examination of the Effect of the Shock Caused by Monetary Policy and Oil Revenue on Inflation and Economic Growth in Iran

نویسندگان [English]

  • Mohsen Niazimohseni 1
  • Hamid Shahrestani 2
  • Kambiz Hojabr Kiani 3
  • Farhad Ghafari 2

2 Associated Professor in Economics, Science and Research Branch of Islamic Azad University

3 Professor in Economics, Science and Research Branch of Islamic Azad University

چکیده [English]

Introduction
Monetary and financial affiliation, always closely linked to oil sector in Iran (as an oil exporter country) has made Monetary Policy a remarkable challenge to the economic policy- makers. In fact, according to expected statistics, a considerable amount of budget is provided by currency sources from oil export and withdrawal from foreign exchange reserve account by which Central Bank inevitably buys currency resulting to increase monetary base. Lack of possibility of mathematical anticipation and uncertainty of oil revenues to finance is one of the challenges monetary authorities encounter in Iran. Accordingly, mathematical programing for economic stability requires identifying the effect of Monetary Policy based on oil revenue. Examination of the effect of Monetary Policy in economics started with the theory of '' the amount of money''. Economic experts are of different viewpoints on the impact of Monetary Policy on Marco variables. According to theoretical and experimental literature, Monetary Policy makes an outstanding difference on Marco variables. On the other hand such policies are extinguished by oil revenue leading to more obscurity.
Theoretical framework
According to the existing literature, the way of applying Monetary Policy is different in oil exporter and importer countries. when oil price rises, Central bank, In order to control inflation, increases the interest rate, and Monetary Policy acts as a contraction in oil importer countries. However, in oil exporter countries, when oil price rises, currency revenues, mainly in the hands of the government, increases, and the government, by converting part of oil dollars to domestic currency, intentionally or unintentionally, increases the amount of money to provide its expenses. So, in exporter countries like Iran, oil revenues directly affect economic Macro variables. They, also, indirectly affect through Monetary Policy.
Methodology
The purpose of this study is to examine the effect of monetary policy on economic Marco variables due to oil revenues. This study has, also, used interest rate variable, bank facilities, and legal reserve rate on monetary policy. Such variables have been used, indoors or outdoors, in different economic studies. Basically, in this study, the economic Marco variables are also economic growth and inflation rate respectively due to the limited access to information and also other existing limitations. To measure the economic growth rate, GDP growth rate at a fixed price has been used. The inflation rate resulted from consumer price index growth rate (CPI). In this study, using STATA software, the variables have been used from the years 1978 to 2017.
Results & Discussion
The results of this study have shown that the rise in bank interest rate has run down the economic growth rate at least up to two years after applying the shock. It drifted towards zero afterwards. With the rise in bank interest rate growth, the cost of financing has been decimated resulting to investment reduction. On the other hand, with the rise in bank interest rate, the inflation rate has been reduced. It is obvious shock standard deviation in bank facilities interest rate has, up to three periods after applying the shock, left positive impact on inflation rate, and the impact has been reduced to zero. Economic growth reveals like bank facilities rate, such a variable has a negative impact on Iran's economic growth. The rise in legal reserve rate has been one period after applying the shock up to zero in the second period. On the other hand, the impact of legal reserve rate has been positive on inflation rate. It has been shown that shock standard deviation reduces inflation rate in legal reserve rate. The rise in oil revenues leads the rise in economic growth rate, thus, reduced to zero up to two periods after applying the shock. With increasing oil revenues, by the government's expenses increase as well. Thus, it leads to the rise in demand, and also, economic growth indoors.
Conclusions & Suggestions
Based on the results, implementation of monetary policy in Iran has negative effect on economic growth, which is also consistent with the Iran Economy, so policymakers must use another policy for stimulating the economic growth. Put on the agenda.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Monetary policy
  • economic growth rate
  • Inflation rate
  • Structural autoregressive model
ابونوری، ع. سجادی، س. محمدی، ت. (1392). رابطه بین تورم و نرح سود سپرده‌های بانکی در سیستم بانکی ایران، سیاست‌های مالی و اقتصادی، 1 (3): 52-23.
پروین, س., شاکری, ع., و احمدیان, ا. (1393). ارزیابی اثرات ترازنامه‌ای سیاست‌های پولی در شبکه بانکی کشور بر متغیرهای کلیدی اقتصاد ایران (رهیافت تعادل عمومی پویای تصادفی). پژوهشهای اقتصادی ایران, 19(58), 77-115.
جبل عاملی، پ. (1392). نهاد پولی ایران، ماهنامه تجارت فردا، شماره 36، فروردین 92.
جعفری صمیمی، ا. درخشانی درآبی، ک. (1394)، استقلال بانک مرکزی در ایران: تحلیل نظری و تجربی، پژوهش‌های پولی و بانکی، 24: 190-167.
حاجی قاسمی، ش. نجاتی، م. صالحی اسفیجی، ن. (1396). ارزیابی اثرات نرخ بهره واقعی و نرخ ذخیره قانونی بر متغیرهای منتخب کلان اقتصاد ایران، فصلنامه نظریه‌های کاربردی اقتصاد، 4 (3): 117-142.
حسن‌زاده، ع. عسگری، ب. (1391). تاثیر استقلال بانک مرکزی بر نظام مدیریت نقدینگی در کشورهای صادرکننده نفت (2008-1994)، پژوهشنامه اقتصادی، 12 (44): 175-198.
حنطه, م. عسکری, م. ختایی، م. (1397). بررسی پدیده خنثایی پول در اقتصاد ایران. اقتصاد مالی, 12(42), 47-74.
حیدری، ح. ملابهرامی، ا. (1393). شوک های نفتی و سیاست پولی در ایران: شواهدی بر پایه یکمدل تعادل عمومی پویای تصادفی، پژوهش های پولی و بانکی، 7 (19): ۵۱- ۶۷.
خیابانی, ن. امیری, ح. (1393). جایگاه سیاست‌های پولی و مالی ایران با تأکید بر بخش نفت با استفاده از مدل‌های DSGE. پژوهشنامه اقتصادی, 14(54), 133-173.
رحمانی، ت؛ صادق‌زاده، م. ا. (1389). تاثیر استقلال بانک مرکزی بر ثبات اقتصادی. فصلنامه پول و اقتصاد، 6: 213-234.
زراءنژاد، م. منتظر حجت، ا. معتمدی، س.(1392)، بررسی تاثیر سیاست‌های پولی و مالی بر شاخص‌های کلان اقتصاد ایران، فصلنامه اقتصاد مقداری، 10: 138-115.
زرین اقبال، ح. جعفری صمیمی، ا. طهرانچیان، ا. م. (1397). تأثیر استقلال بانک مرکزی بر نوسانات تولید و تورم در ایران. پژوهش‌های رشد و توسعه اقتصادی، 8 (30): 33-54.
شریفی رنانی، ح. هنرور، ن. دایی کریم‌زاده، س. امرالهی پورشیرازی، ف. (1388). بررسی اثرات سیاست پولی بر تولید ناخالص داخلی از طریق کانال وام دهی سیستم بانکی در ایران. فصلنامه علمی - پژوهشی مدلسازی اقتصادی, 3(10), 27-48.
صمدی، س. سرخوش سرا، ع. امینی دره وزان، ا. (1397). اثرات نامتقارن شوک‌های قیمت نفت بر نرخ بهره و رشد اقتصادی ایران: مدل VAR غیرخطی. فصلنامه علمی - پژوهشی مدلسازی اقتصادی، 12(41)، 27-52.
فراهانی، س. بایزیدی، ر(1393). تحلیل مقایسه‌ای مبانی نظری استقلال بانک مرکزی در اقتصاد متعارف و اقتصاد اسلامی، تحقیقات مالی اسلامی، 4 (1): 106-71
فرجی، ی. میرسعید قاضی، س. م. ا. (1394). تأثیر استقلال بانک مرکزی بر کارایی سیاست پولی با تأکید بر اقتصاد ایران. شانزدهمین همایش بانکداری اسلامی، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، تهران.
فرزین‌وش، ا. احسانی، م. جعفری صمیمی، ا. غلامی، ذ. (1391)، بررسی آثار نامتقارن سیاست‌های پولی بر تولید در اقتصاد ایران، فصلنامه پژوهش‌ها و سیاست‌های اقتصادی، 61: 28-5.
فطرس، م. ح. توکلیان، ح. معبودی، ر. (1394). تاثیر تکانه‌های پولی و مالی بر متغیرهای کلان اقتصادی-رهیافت تعادل عمومی تصادفی پویای کینزی جدید 1391-1340، پژوهش‌های رشد و توسعه اقتصادی، 5 (19): 94-73.
قنبری، م. محمدی، ت. (1395). سیکل‌های سیاسی پولی و رابطه آن با استقلال بانک مرکزی، فصلنامه پژوهش‌های پولی-بانکی، 9 (30): 545-567.
کمیجانی، ا. اسدی مهماندوستی، ا. (1391)، سنجشی از تاثیر شوک‌های نفتی و سیاست‌های پولی بر رشد اقتصادی ایران، مجله تحقیقات اقتصادی، 91: 262-239.
کمیجانی، ا. مشهدی احمد، ف. (1391)، سیاست‌های پولی و تاثیر آن بر رشد اقتصادی: با تاکید بر نرخ سود بانکی در ایران، مجله تحقیقات اقتصادی، 47: 200-179.
کمیجانی، ا. الهی، ن. صالحی رزوه، م. (1394)، بررسی اثرات نامتقارن سیاست پولی بر تورم و شکاف تولید در ایران: رویکرد حد آستانه‌ای، پژوهش‌های رشد و توسعه اقتصادی، 6 (21): 78-61.
مهرآرا م. شهاب لواسانی ک. (1391)، آثار تکانه‌های نفتی و سیاست‌های پولی بر رفتار چرخه‌ای قیمت مسکن. فصلنامه تحقیقات مدل سازی اقتصادی. ۲ (۷) :۱-۲۶.
نیازی محسنی، م. شهرستانی، ح. هژبر کیانی، ک. غفاری، ف. (1397). بررسی اثر شوکهای سیاست پولی بر متغیرهای کلاناقتصادی با تأکید بر نقش استقلال بانک مرکزی، پژوهش‌های پولی و بانکی، 11 (36): 182-151.
Alesina, A., & Summers, L. H. (1993). Central bank independence and macroeconomic performance: some comparative evidence. journal of Money, Credit and Banking, 25(2), 151-162.
Auclert, A. (2017). Monetary policy and the redistribution channel (No. w23451). National Bureau of Economic Research.
Ayres, K. Belasen, A. R. Kutan, A. M. (2014), Does inflation targeting lower inflation and spur growth, Journal of Policy Modeling, 36: 373–388.
Bernanke, B. S. (1986). Alternative explanations of the money-income correlation.
Blanchard, O. J. (1989). A traditional interpretation of macroeconomic fluctuations. The American Economic Review, 1146-1164.
Blanchard, O. J., & Quah, D. (1988). The dynamic effects of aggregate demand and supply disturbances.
Chen, Q., Filardo, A., He, D., & Zhu, F. (2016). Financial crisis, US unconventional monetary policy and international spillovers. Journal of International Money and Finance, 67, 62-81.
Christiano, L. J., Eichenbaum, M., & Vigfusson, R. (2006). ALTERNATIVE PROCEDURES FOR ESTIMATING VECTOR AUTOREGRESSIONS IDENTIFIED WITH LONG‐RUN RESTRICTIONS. Journal of the European Economic Association, 4(2‐3), 475-483.
Clarida, R., & Gali, J. (1994, December). Sources of real exchange-rate fluctuations: How important are nominal shocks?. In Carnegie-Rochester conference series on public policy (Vol. 41, pp. 1-56). North-Holland.
Cockerham, W. C. (1997). The social determinants of the decline of life expectancy in Russia and Eastern Europe: a lifestyle explanation. Journal of Health and Social Behavior, 117-130.
Cologni, A., & Manera, M. (2008). Oil prices, inflation and interest rates in a structural cointegrated VAR model for the G-7 countries. Energy economics, 30(3): 856-888.
Crowe, C., & Meade, E. E. (2008). Central bank independence and transparency: Evolution and effectiveness. European Journal of Political Economy, 24(4), 763-777.
De Long, J. B., & Summers, L. H. (1992). Macroeconomic policy and long-run growth. Economic Review-Federal Reserve Bank of Kansas City, 77(4), 5.
Eijffinger, S. C. W., & Schaling, E. (1993). CB autonomy in twelve industrial countries. Banca Nazionale del Lavoro Quarterly Review. 184, 49–89.
Filis, G., & Chatziantoniou, I. (2014). Financial and monetary policy responses to oil price shocks: evidence from oil-importing and oil-exporting countries. Review of Quantitative Finance and Accounting, 42(4), 709-729.
Glocker, C., & Towbin, P. (2015). Reserve requirements as a macroprudential instrument–Empirical evidence from Brazil. Journal of Macroeconomics, 44: 158-176.
Gray, S. (2011). Central bank balances and reserve requirements (No. 11-36). International Monetary Fund.
Grilli, V., Masciandaro, D., & Tabellini, G. (1991). Political and monetary institutions and public financial policies in the industrial countries. Economic policy, 6(13), 341-392.
Kapetanios, G., Mumtaz, H., Stevens, I., & Theodoridis, K. (2012). Assessing the economy‐wide effects of quantitative easing. The Economic Journal, 122(564).
Levhari, D., & Patinkin, D. (1968). The role of money in a simple growth model. The American Economic Review, 58(4), 713-753.
Mumtaz, H., & Zanetti, F. (2013). The impact of the volatility of monetary policy shocks. journal of Money, Credit and Banking, 45(4), 535-558.
NIBEZA, S., & Tumusherure, W. (2015). The Impact of Monetary Policy on Rwanda’s Economy: Analysis of Vector Error correction Model (1980-2006). International Journal of Contemporary Applied Sciences, 2(5), 12-28.
Onyeiwu, C. (2012). Monetary policy and economic growth of Nigeria. Journal of Economics and Sustainable Development, 3(7), 62-70.
Palesa, M. K., (2014), Impact of Monetary Policy on Economic Growth: A Case Study of South Africa, Mediterranean Journal of Social Sciences, 5: 76-84.
Papadamou, S., Sidiropoulos, M., & Spyromitros, E. (2015). Central bank transparency and the interest rate channel: Evidence from emerging economies. Economic Modelling, 48, 167-174.
Peterson, p. G. (2001). The transmission mechanism of monetary policy: Analysing the financial market pass-through.
Precious, C., & Makhetha-Kosi, P. (2014). Impact of Monetary Policy on Economic Growth: A Case Study of South Africa. Mediterranean Journal of Social Sciences, 5(15), 76.
Rakić, B., & Rađenović, T. (2013). The effectiveness of monetary and fiscal policy in Serbia. Industrija, 41(2), 103-122.
Rey, H. (2015). Dilemma not trilemma: the global financial cycle and monetary policy independence (No. w21162). National Bureau of Economic Research.
Sargent, T. J., & Wallace, N. (1981). Rational expectations and the theory of economic policy. Rational Expectations and Econometric Practice, 1, 199-214.
Sims, C. A., Stock, J. H., & Watson, M. W. (1990). Inference in linear time series models with some unit roots. Econometrica: Journal of the Econometric Society, 113-144.
Sulaiman, L. A., & Migiro, S. O. (2014). The nexus between monetary policy and economic growth in Nigeria: a causality test. Public and Municipal Finance, 3(2).
Thornton, J. (2016), Inflation targeting in developing countries revisited, Finance Research Letters, 16: 145–153.
Tobin, J. (1965). Money and economic growth. Econometrica: Journal of the Econometric Society, 671-684.
Waty, F. (2014). Interdependency between monetary policy instruments and Indonesian economic growth. Journal of Economics and International Finance, 6(9), 203.