مداخلات بانک مرکزی بر پایداری بدهی های دولت در چارچوب الگوی هدف گذاری تورمی (با بکارگیری مدل تغییر رژیم مارکوف و مدل ارزیابی سیاست)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 25 آذر 1404
https://doi.org/10.22067/mfe.2025.95547.1610
علی نصیری، حمید آسایش، محسن مهرآرا، علی موسائی
چکیده مقاله حاضر به بررسی مداخلات بانک مرکزی در راستای پایداری بدهیهای دولت با تمرکز بر الگوی هدف گذاری تورمی میپردازد. این پژوهش با استفاده از دادههای فصلی 1368-1402 در خصوص ایران و کشورهایی که سیاست هدفگذاری تورم هستند با استفاده از رویکرد تغییر رژیم مارکوف و ارزیابی سیاست (PSM)، تأثیر مداخلات بانک مرکزی بر پایداری بدهی دولت در چارچوب هدفگذاری تورمی را بررسی کرد. نتایج مدل مارکوف نشان داد که مداخلات پولی، مانند افزایش نقدینگی، پایداری بدهی (نسبت بدهی به GDP) را کاهش داده و رابطه بین هزینهها و درآمدهای دولت را تضعیف میکند. تولید ناخالص داخلی اثر مثبت (0.61 در رژیم پرنوسان و 0.98 در رژیم کمنوسان)، و استقلال بانک مرکزی (0.96 و 0.54)، نرخ ارز (0.48 و 0.54)، درآمدهای نفتی (0.43 و 0.66) و مالیاتی (0.78 و 0.67) اثر منفی بر بدهی داشتند. نقدینگی (0.53 و 0.65) و تورم (0.67 و 0.54) اثر مثبت داشتند، با تأثیر قویتر در رژیم کمنوسان. همچنین ماتریس احتمال انتقال نشان داد که رژیم پرنوسان (احتمال ماندگاری 0.98) پایدارتر از رژیم کمنوسان (0.91) است، با میانگین دورههای پرنوسان 3 فصل و کمنوسان 1 فصل. روش PSM با مدل لجستیک تأیید کرد که متغیرهایی مانند GDP، تورم، و استقلال بانک مرکزی بر احتمال مداخله تأثیر دارند، اما مداخلات پایداری بدهی را کاهش میدهند.
