حمایت کیفری از نظام پولی و ارزی در نظام قانونگذاری ایران
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 دی 1404
https://doi.org/10.22067/mfe.2025.96282.1635
سیدحسین حسینی
چکیده ثبات و سلامت نظام پولی و ارزی از ارکان بنیادین امنیت اقتصادی کشور بهشمار میرود و هرگونه اختلال در آن میتواند پیامدهای گستردهای بر اعتماد عمومی و نظم مالی بر جای گذارد. ازاینرو، بررسی چگونگی حمایت کیفری از این نظام و تحلیل مراتب واکنش قانونگذار در برابر رفتارهای مخلّ آن، ضرورتی نظری و عملی دارد. پرسش اصلی این پژوهش آن است که از نظام پولی در حقوق ایران چهگونه حمایت کیفری شده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با بهرهگیری از قوانین ومقررات مختلف، سطوح مختلف واکنش کیفری نسبت به جرایم پولی و ارزی را بررسی میکند. یافتهها نشان میدهد که حمایت کیفری از نظام پولی در حقوق ایران در سه سطح مقدماتی، بازدارنده و مشدد سامان یافته است؛ در سطح مقدماتی، هدف، اصلاح تخلفات خرد و انتظامبخشی بازار از طریق مجازاتهای مالی و حبسهای کوتاهمدت است؛ در سطح بازدارنده، تمرکز بر صیانت از اعتبار پول ملی و پیشگیری از جعل و ترویج ابزارهای پرداخت قرار دارد؛ و در سطح مشدد، رفتارهای کلان و سازمانیافتهای که موجب تهدید ثبات یا امنیت اقتصادی میشوند، مشمول مجازاتهای سنگین در چارچوب قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور هستند. برآیند پژوهش نشان میدهد که منطق تدریجیِ پاسخ کیفری در این حوزه، بر اساس قصد اخلال و مقیاس اثر اقتصادی رفتار تنظیم شده است و بازتعریف دقیق معیارهای اخلال و تقویت اقتدار نهاد ناظر پولی، میتواند کارآمدی سیاست کیفری در حفظ ثبات پولی را افزایش دهد.
تدوین الگوی سیاست جنایی ایران در حوزه جرایم اقتصادی و مالی با رویکرد داده بنیاد
دوره 32، بهار و تابستان1404، مرداد 1404
https://doi.org/10.22067/mfe.2024.90070.1457
مهرداد غنی، سید حسین حسینی، سیدمهدی سیدزادهثانی
چکیده اصلیترین مصداق سیاستهای جنایی در حوزه اقتصاد، متوجه جرایم اقتصادی و مالی هستند و جرایم اقتصادی و مالی به دلایل افزایش زیاد آنها در جامعه شدیداً مورد توجه قرار گرفتهاند و بر همین اساس هدف این پژوهش تدوین الگوی سیاست جنایی ایران در حوزه جرایم اقتصادی و مالی است. روش پژوهش کیفی با رهیافت داده بنیاد است. تجزیه و تحلیل دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شده است. شیوه نمونهگیری نیز به صورت هدفمند بوده و فرایند نمونهگیری تا اشباع نظری ادامه یافته است. نتایج بر اساس سه مرحله کدگذاری تحلیل 17 مصاحبه عمیق از مشارکت کنندگان و تحلیل محتوای چندین کار پژوهشی اصیل و برخی قوانین و کنوانسیونها تعداد 130 کد باز، 46 کد محوری و 16 کد گزینشی یا هسته به یک الگوی پارادایمی از سیاست جنایی مشارکتی ایران در حوزه اقتصاد رسیده است. کدهای گزینشی اصلی شامل: شرایط علی (احساس نیاز به سیاست جنایی مشارکتی، پذیرش اصل حاکمیت الهی و اصلاح ساختارهای قضایی و اقتصادی)؛ شرایط زمینهای (توانافزایی جامعه مدنی، پاسخ دولتی قوی و کنترل و پیشگیری)؛ شرایط مداخلهگر (نظارت و پایش و تدوین سیاستهای مبنی بر تحقیق و ارزیابی)؛ پدیده مرکزی (سیاست جنایی مشارکتی ایران در حوزه اقتصاد)؛ راهبردها (همکاری یکپارچه نهادی، اصل تعادل و هماهنگی، تقویت سیاستگذاری و قانونگذاری و پاسخ جامعوی)؛ پیامدها (ترسیم مختصات سیاست جنایی ایران در اقتصاد، پیادهسازی آرمانهای سیاست جنایی کشور و تمکین مالیاتی عمومی) هستند که در یک مدل پارادایمی ضمن توصیفی جامع و کامل از وضعیت سیاست جنایی کشور میتواند پاسخگوی سوالات پژوهش باشد.
ارزیابی هزینههای سیستم قضایی در صدور حکم اعدام در جرائم مواد مخدر (با نگاه موردی به بند 6 ماده 8 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر)
دوره 25، شماره 15، اردیبهشت 1397، صفحه 135-166
https://doi.org/10.22067/pm.v25i16.64738
سید حسین حسینی، سیده طاهره خبازی خادر، نسرین رضائی مقدم، صادق صفری
چکیده یکی از اهداف مهم دولتها توسعه اقتصادی است که با توجه به آن سیاستگذاران نظام عدالت کیفری باید تمامی مداخلات را ارزیابی نمایند تا با ارتقای رفاه اقتصادی تعارضی پیدا نکنند. سیستم قضایی نیز باید با در نظر داشتن فلسفه کیفر و کارکردهای آن، همسو با چنین هدفی بوده و ارزیابی هزینههای آن به منظور ایجاد زمینه توسعه مورد ملاحظه قرار گیرد. دراین تحقیق برای ارزیابی هزینههای سیستم قضایی در صدور حکم اعدام در جرائم مواد مخدر (با نگاه موردی به بند 6 ماده 8 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر) به شیوۀ تجربی، از دادههای دیوانعالی کشور در سال 1395 استفاده شده و جهت محاسبۀ هزینههای بدوی هر پرونده از دادههای دادگاه انقلاب مشـهد به عنوان نمونه بهرهبرداری گردیده است. سپس با بهرهگیری از روش پایین به بالا، هزینههای سیستم قضایی در صدور حکم اعدام در جرم مذکور محاسبه گردید. نتایج تحقیق حاکی از آن است که تقریباً 274/0 درصد از بودجۀ قوه قضاییه (بدون احتساب سازمانهای تابعه) به این دست پروندهها اختـصاص مییابد که با حذف مجـازات اعدام در موارد غیر ضروری، حدود 90 درصد از موارد مشـمول حکم اعدام کاهش مییابد که این مسئله میتواند در کاهش هزینهها در ارتباط با حکم مذکور مؤثر واقع شود.
بررسی میزان تأثیرپذیری درآمدهای مالیاتی از متغیرهای قانونی پس از اجرای سیاست هدفمندسازی یارانهها در استان خراسان رضوی
دوره 22، شماره 10، دی 1394
https://doi.org/10.22067/pm.v22i10.46549
سید حسین حسینی، زهره اسکندری پور
چکیده گسترش و تنوع فعالیتهای اقتصادی و همچنین نقش فزاینده دولتها در ایجاد و گسترش خدمات عمومی، تأمین اجتماعی و گسترش تعهدات دولت در عرصههای اقتصادی و اجتماعی و تلاش در جهت تحقق رشد اقتصادی و توزیع عادلانه درآمد، پرداخت و دریافت مالیات را به امری مهم و تأثیرگذار تبدیل کرده است. قانون هدفمندکردن یارانهها بخش زیادی از فعالیتهای اقتصادی را در کشور، از لحاظ ماهیت فعالیتها بهروز میکند. در این مقاله با استفاده از نظرات کارشناسان و متخصصان مالیاتی و نیز تکیه بر آمار موجود و تدوین پرسشنامه، به تشخیص مسیرهای تأثیرگذاری طرح هدفمندی یارانهها بر تغییر ترکیب مالیاتی استان خراسان رضوی پرداخته شده است و اثرات این تغییر در سال 1392، مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج به دست آمده نشان میدهد در صورت اعمال قانون هدفمندسازی یارانهها، تغییراتی قابلملاحظهای در سهم مالیاتها صورت نگرفته است. مهمترین عامل اثرگذار بر میزان مالیات بر درآمد، که بزرگترین اثر مستقیم و اثر کل بر میزان مالیات بر درآمد را داراست، متغیرهای قانونی بودهاند؛ بهعبارتدیگر عواملی همچون ضعف قوانین و مقررات، بخشنامهها و دستورالعملها، وجود معافیتهای قانونی گسترده، عدم گسترش نظام مالیات بر ارزشافزوده و روش تشخیص علیالرأس باعث کاهش مالیات بر درآمد میگردند.
نهادهای نظارتی حاکم بر قراردادهای مالی دولتی و چالش های آن
دوره 18، شماره 1، بهمن 1390
https://doi.org/10.22067/pm.v18i1.27596
سید حسین حسینی، سید علی موسوی بایگی
چکیده قراردادهای مالی دولتی به جهت حجم انبوه سرمایه و تعدد نفرات مرتبط با آنها از اهمیت بسیاری برخوردار است. مقنن با درک این اهمیت نهادهای نظارتی متنوعی را در قوای سه گانه ناظر بر این قراردادها نموده است. به عبارت دیگر بررسی نظام حقوقی کشور نشان می دهد اصل نظارت برای سالم سازی نظام حاکمیت، کما بیش در قانون اساسی و سایر لایه های قانونی کشور مدنظر بوده است اما طراحی و تقویت یک نظام جامع و کارآمد نظارتی که اجزای مختلف سیستم سیاسی و اداری را تحت پوشش قرار دهد، همچنان مورد نیاز است. زیرا اجرای صحیح وظایف این نهادهای نظارتی همواره با چالش های اساسی در ابعاد قانونی، اجرایی و قضایی مواجه بوده است. ناهماهنگی بین دستگاه های نظارتی، موازی کاری، ضعف ساختاری، ابهام در قوانین و مقررات، تراکم قوانین، نگاه مدیران، ضعف فرهنگ نظارت پذیری از جمله عوامل ظعف نظارت و بروز چالش در حوزه ی قراردادهای مالی می باشد. شناسایی این نهادها و چالش های یاد شده در آنها و نیز ارائه راه کارهای برون رفت از این چالش ها و محدودیت ها ، موضوع مقاله حاضر را تشکیل می دهد.
